غزل شمارهٔ ۱۷۶۶ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خیز تا فتنهای برانگیزیم
یک زمان از زمانه بگریزیم
بر بساط نشاط بنشینیم
همه از پیش خویش برخیزیم
جز حریف ظریف نگزینیم
با کسان خسان نیامیزیم
غم بیهوده در جهان نخوریم
می آسوده در قدح ریزیم
ما گرفتار شادی و طربیم
نه گرفتار زهد و پرهیزیم
گر ستیزه کند فلک با ما
بر مرادش رویم و نستیزیم
چون نداریم هیچ دست آویز
چند با هر کسی درآویزیم
عیش باقی است شمس تبریزی
مست جاوید شاه تبریزیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت میکند که از مشکلات و فتنههای زمانه فاصله بگیریم و به جای غم و اندوه، بر نشاط و شادی تمرکز کنیم. او تاکید میکند که باید با دوستان خوب و ظریف باشید و از درگیر شدن با انسانهای ناتوان پرهیز کنیم. شاعر بر این باور است که نباید نگران مشکلات دنیا باشیم و به جای آن باید از زندگی لذت ببریم. او میگوید که ما به شادی و طرب گرفتاریم و نه به زهد و پرهیز. بنابراین، بهتر است که از هر درگیری و ستیزی پرهیز کنیم و به شادی ادامه دهیم. عیش و زندگی خوب باید در اولویت ما باشد.