نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۰۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

آن شاخ خشک است و سیه‌هان ای صبا بر وی مزن

ای زندگی باغ‌ها وی رنگ بخش مرد و زن

هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رود

آب روان و سبزه‌ها وز هر طرف وجه الحسن

دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنی

او سخت خشک است و سیه بر وی مزن از بهر من

من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدم

این کی تواند گفت گل با لاله یا سرو و سمن

ای باغ ساز و دست نی چون عقل فوق و پست نی

هستی چو نحل خانه کن یا جان معمار بدن

خواهی که معنی کش شوم رو صبر کن تا خوش شوم

رنجور بسته فن بود خاصه در این باریک فن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویر باغ و زندگی می‌پردازد و به صبا (باد صبح) خطاب می‌کند که بر شاخ خشک نوزد. او بر این باور است که زندگی با رنگ و نشاط به مرد و زن رونق می‌بخشد. شاعر اشاره می‌کند که در میان خشکی و تاریکی، زندگی و زیبایی همچنان وجود دارد و او به جستجوی معنا و رشد می‌پردازد. او از صبای زیبا می‌خواهد که در این باریکه زندگی، او را صبر دهد تا به خوشی و شادابی برسد و از درد و رنج رهایی یابد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید بتواند به رغم سختی‌ها، راه خود را پیدا کند و به شکوفایی برسد.