نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن

ای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکن

تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شب

هر جا که منزل می کنی آییم آن جا نی مکن

ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل

بی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن

ای آفتابت دایه‌ای ما در پیت چون سایه‌ای

ای دایه بی‌الطاف تو ماندیم تنها نی مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد به حلقه ارتباطشان ادامه دهد و از او دور نشود. او به تشبیه‌های شب و روز اشاره می‌کند که معشوق برای او نور و زندگی است. همچنین، شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که بدون حضور معشوق، زندگی‌اش سرما و کم‌نور است و در نهایت به تنهایی و نیاز به محبت او اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر درباره عشق و نیاز به وجود معشوق است.