نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن

بسی صنعت نمی‌باید پریشان را فریبیدن

بدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنون

ولی چشمش نمی‌خواهد گران جان را فریبیدن

نمی‌آید دریغ او را چو دریا گوهرافشانی

ولیکن تو روا داری بدین آن را فریبیدن

معلم خانه چشمش چه رسم آورد در عالم

که طمع افتاد موران را سلیمان را فریبیدن

دلم بدرید ز اندیشه شکسته گشته چون شیشه

که عقل از چه طمع دارد نهان دان را فریبیدن

برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی

که بشنیدند کو خواهد ملیحان را فریبیدن

هر اندیشه که برجوشد روان گردد پی صیدی

نمک‌ها را هوس چه بود نمکدان را فریبیدن

پلیدی را بیاموزد بر آب پاک افزودن

کلیدی را بیاموزد کلیدان را فریبیدن

چو لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهر

چه رغبت دارد آن آتش سپندان را فریبیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع فریبکاری و نیرنگ در بین مسلمانان اشاره دارد. شاعر به نقد تهی‌دستی اخلاقی انسان‌ها می‌پردازد که به دنبال فریب یکدیگر هستند، به خصوص در روابط بین مسلمانان. او به این نکته اشاره می‌کند که مثل لیلی و مجنون، با وجود زیبایی‌هایی که در اطرافشان وجود دارد، بعضی‌ها همچنان به دنبال فریب یکدیگر هستند. شاعر همچنین به این پرسش می‌پردازد که چرا بعضی از افراد، با وجود دانایی و فهم، همچنان به دنبال فریب و نیرنگ هستند. او از دروغ و پلیدی‌های اخلاقی می‌گوید که به دنیای انسانی آسیب می‌زند و نشان می‌دهد که چگونه برخی از افراد برای رسیدن به مقاصد خود، دیگران را فریب می‌دهند. در نهایت، پیام جامعه‌شناسانه‌ای درباره هشدار و وقوف به این رفتارها وجود دارد.