نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان

وی حرص تو افزوده رو کم ترکوا برخوان

از اسپک و از زینک پربادک و پرکینک

وز غصه بیالوده رو کم ترکوا برخوان

در روده و سرگینی باد هوس و کینی

ای غافل آلوده رو کم ترکوا برخوان

ای شیخ پر از دعوی وی صورت بی‌معنی

نابوده و بنموده رو کم ترکوا برخوان

منگر که شه و میری بنگر که همی‌میری

در زیر یکی توده رو کم ترکوا برخوان

آن نازک و آن مشتک آن ما و من زشتک

پوسیده و فرسوده رو کم ترکوا برخوان

رخ بر رخ زیبایان کم نه بنگر پایان

رخسار تو فرسوده رو کم ترکوا برخوان

گر باغ و سرا داری با مرگ چه پا داری

در گور گل اندوده رو کم ترکوا برخوان

رفتند جهان داران خون خواره و عیاران

بر خلق نبخشوده رو کم ترکوا برخوان

تابوت کسان دیده وز دور بخندیده

وان چشم تو نگشوده رو کم ترکوا برخوان

بس کن ز سخن گویی از گفت چه می جویی

ای بادبپیموده رو کم ترکوا برخوان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اشاره به بیهوده‌گی‌ها و دغدغه‌های دنیاست. شاعر به "ترکوا" (رمز یا نشان) دعوت می‌کند که از غم و حرص بیهوده خود دست بردارد. او به تصورات نادرست و ظاهریات می‌پردازد و بیان می‌کند که زیبایی‌ها و دنیا فانی هستند و در نهایت همه چیز به مرگ ختم می‌شود. همچنین، به خرافات و دعواهای بی‌معنی شیخ‌ها انتقاد می‌کند و به این نکته اشاره دارد که در زیر زیبایی‌های ظاهری، حقیقتی تلخ نهفته است. در نهایت، شاعر مخاطب را به تفکر و تامل دعوت می‌کند و از او می‌خواهد که به جای حرف زدن بی‌مورد، به عمق وجود و واقعیت‌ها بپردازد.