نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۸۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

ز آیینه ندیده‌ست او الا سیهی آهن

از آب حیات تو دور است به ذات تو

کز کبر برآید او بالا مثل روغن

پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد

از لذت آن بوسه ای روت مه روشن

گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی

زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن

در سینه خیال او وان گاه غم و غصه

در آب حیات او وانگه خطر مردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جذابیت و زیبایی معشوق است. شاعر می‌گوید کسی که تو را می‌بیند، نمی‌تواند زیبایی واقعی تو را درک کند و فقط از انعکاس تو در آیینه خبر دارد. او اشاره می‌کند که کسانی که به خاطر کبر و خودپسندی به دیگران نگاه می‌کنند، از حقیقت وجود تو دور هستند. شاعر در ادامه بیان می‌کند که عشق و زیبایی تو تا حدی عمیق است که جانش را به پای تو می‌نهد و از لذت بوسه‌ای که از تو می‌گیرد، نور و روشنایی را احساس می‌کند. در نهایت، شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره کرده و از غم و اندوه ناشی از دوری او می‌گوید.