نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چرا منکر شدی ای میر کوران

نمی‌گویم که مجنون را مشوران

تو می گویی که بنما غیبیان را

ستیران را چه نسبت با ستوران

در این دریا چه کشتی و چه تخته

در این بخشش چه نزدیکان چه دوران

عدم دریاست وین عالم یکی کف

سلیمانی است وین خلقان چو موران

ز جوش بحر آید کف به هستی

دو پاره کف بود ایران و توران

در آن جوشش بگو کوشش چه باشد

چه می لافند از صبر این صبوران

از این بحرند زشتان گشته نغزان

از این موجند شیرین گشته شوران

نپردازی به من ای شمس تبریز

که در عشقت همی‌سوزند حوران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به چالش‌هایی در شناخت حقیقت و واقعیت اشاره دارد. شاعر از میرکوران (نقشی اسطوره‌ای) می‌خواهد که به دنبال حقیقت باشد و اشاره می‌کند که عشق و جستجوی حقیقت چگونه انسان‌ها را به جایی می‌رساند که از آن ناپایداری و بی‌ثباتی برمی‌خیزد. او دریا را نماد وجود و زندگی می‌داند و کف آن را نماد ظاهر و بی‌اهمیت. در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی سوزاننده و عمیق معرفی می‌کند که حتی موجودات نیکو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شاعر خواهان آن است که به درک عمیق‌تری از عشق و وجود برسد.