نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

عشق است بر آسمان پریدن

صد پرده به هر نفس دریدن

اول نفس از نفس گسستن

اول قدم از قدم بریدن

نادیده گرفتن این جهان را

مر دیده خویش را بدیدن

گفتم که دلا مبارکت باد

در حلقه عاشقان رسیدن

ز آن سوی نظر نظاره کردن

در کوچه سینه‌ها دویدن

ای دل ز کجا رسید این دم

ای دل ز کجاست این طپیدن

ای مرغ بگو زبان مرغان

من دانم رمز تو شنیدن

دل گفت به کار خانه بودم

تا خانه آب و گل پریدن

از خانه صنع می پریدم

تا خانه صنع آفریدن

چون پای نماند می کشیدند

چون گویم صورت کشیدن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تجربه عشق و سیر و سلوک درونی است. شاعر از پرواز به آسمان و رهایی از قید و بندهای دنیایی صحبت می‌کند. او در این مسیر به درک عمیق‌تری از وجود خود و جهان پیرامون می‌رسد. همچنین، شاعر از تضادهای نفس و قدم، و نیاز به دل کندن از دنیای مادی سخن می‌گوید. او از تلاش‌های دل برای رسیدن به حقیقت و الهام می‌گوید و به جستجوی معانی عمیق‌تر در زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، مظهر عشق و جستجو به سمت خانه‌ای متعالی و خالص است که در آن خالق وجود دارد.