غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ما شادتریم یا تو ای جان
ما صافتریم یا دل کان
در عشق خودیم جمله بیدل
در روی خودیم مست و حیران
ما مستتریم یا پیاله
ما پاکتریم یا دل و جان
در ما نگرید و در رخ عشق
ما خواجه عجبتریم یا آن
ایمان عشق است و کفر ماییم
در کفر نگه کن و در ایمان
ایمان با کفر شد هم آواز
از یک پرده زنند الحان
دانا چو نداند این سخن را
پس کی رسد این سخن به نادان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی احساسات و وضعیت عاشقان میپردازد. او از شادی و پاکی در عشق صحبت میکند و در عین حال از عمیق بودن محبت و وابستگی به معشوق سخن میگوید. شاعر به تضاد بین ایمان و کفر اشاره دارد، و میگوید که عشق میتواند هر دو حالت را در کنار هم قرار دهد. او همچنین به نادانی و آگاهی میپردازد و میپرسد که چگونه کسی که نادان است، میتواند به این مفاهیم عمیق دست یابد. این شعر به زیبایی نشاندهندهی پیچیدگیهای عشق و روابط عاطفی است.