نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۵ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

چون با زنی برانی سستی دهد میان را

زیرا جماعِ مرده تن را کند فسرده

بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را

میران و خواجگانشان پژمرده است جانْشان

خاکِ سیاه بر سر، این نوع شاهدان را

دررو به عشق دینی تا شاهدان ببینی

پرنور کرده از رخ آفاقِ آسمان را

بخشد بتِ نهانی هر پیر را جوانی

زان آشیان جانی اینست ارغوان را

خامش کنی وگر نی بیرون شوم از این جا

کز شومیِ زبانت می‌پوشد او دهان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی اثرات منفی شهوت و روابط بی‌معنی بر روح و جسم انسان می‌پردازد. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که اگرچه انسان ممکن است در پی لذت‌های زودگذر باشد، اما این موارد در نهایت به سردی و پژمردگی درون منجر می‌شود. او با اشاره به وضع اهل دنیا، بر اهمیت عشق حقیقی و دینی تأکید می‌کند که می‌تواند به انسان زندگی و نور ببخشد. در نهایت، شاعر از خطرات زبان و کلام ناشایست هشدار می‌دهد و می‌گوید که اگر مانند حالت خاموشی درآییم، از ناپاکی‌ها رهایی خواهیم یافت.