غزل شمارهٔ ۱۹۶۰ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
دوستان را شاد گردان دشمنان را کور کن
از پس کوهی برآ و سنگها را لعل ساز
بار دیگر غورهها را پخته و انگور کن
آفتابا بار دیگر باغ را سرسبز کن
دشت را و کشت را پرحله و پرحور کن
ای طبیب عاشقان و ای چراغ آسمان
عاشقان را دستگیر و چاره رنجور کن
این چنین روی چو مه در زیر ابر انصاف نیست
ساعتی این ابر را از پیش آن مه دور کن
گر جهان پرنور خواهی دست از رو بازگیر
ور جهان تاریک خواهی روی را مستور کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش آفتاب و خواستههای شاعر از آن پرداخته است. شاعر از آفتاب میخواهد که دوباره نور را به خانهها، دل دوستان را شاد و دشمنان را کور کند. همچنین از آن میخواهد که زیباییهای طبیعت را احیا کرده و به باغ و زمین زندگی ببخشد. شاعر آفتاب را به عنوان طبیب عاشقان و چراغ آسمان میبیند و از او میخواهد که به یاری عاشقان بشتابد و سختیهای آنها را برطرف کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگر میخواهد جهان پرنور باشد، باید خود را از پنهانکاری کنار بکشد، و اگر مد نظرش تاریکی است، باید نور را پنهان کند.