نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان مستیان

گر بیاید هوشیاری راه نیست

ور بیاید مست گیر اندرکشان

گر خماری باده خواهی اندرآ

نان پرستی رو که این جا نیست نان

آنک او نان را بت خود کرده است

کی درآید در میان این بتان

ور درآید چادر اندر رو کشند

تا نبیند رویشان آن قلتبان

سیمبر خواهیم و زیبا همچو خویش

سیم نستانیم پیدا و نهان

آنک او خوبی به سیم و زر فروخت

روسپی باشد نه حوران جنان

تا نگردی پاک دل چون جبرئیل

گرچه گنجی درنگنجی در جهان

چشم خود را شسته عارف بیست سال

مشک مشک آورده از اشک روان

معتمد شو تا درآیی در حرم

اولا بربند از گفتن دهان

شمس تبریزی گشاید راه شرق

چون شوی بسته دهان و رازدان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق، هوشیاری و هویت انسانی می‌پردازد. شاعر به تضاد بین حالت مستی و هوشیاری اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر هوشیاری بیاید، دیگر راهی برای آن وجود ندارد. او همچنین به اهمیت پاکی دل و دوری از وابستگی‌های مادی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که از نان و مال پرستی باید دوری کرد. شاعر تشبیهاتی به رازی که باید در دل نگه داشت و آمادگی برای ورود به عالم معنوی می‌کند. در نهایت، تأکید بر عشق و یاری شمس تبریزی به عنوان راهنمایی برای رسیدن به حقیقت و آگاهی می‌شود، با دعوت به سکوت و درک رازهای زندگی.