نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین

در پیِ سرو روان چشمه و گلزار بین

برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش

پیشکشی کن قماش رونق تجّار بین

جمله‌ی تجّارِ ما، اهل دل و انبیا

همره این کاروان خالق غفّار بین

آمد محمود باز بر در حجره ایاز

عشق گزین عشق باز دولتِ بسیار بین

خاک ایازم که او هست چو من عشق خو

عشق شود عشق جو، دلبرِ عیّار بین

سنّت نیکوست این، چارق با پوستین

قبله کنَش بهرِ شُکر باقی از ایثار بین

ساعت رنج و بلا چارق بین می‌شوی

بی‌مرضی خویش را خسته و بیمار بین

چارق ما نطفه دان خون رحم پوستین

گوهر عقل و بصر از شه بیدار بین

گوهر پیشین بنه تا کندت میر ده

کهنه ده و نو ستان دانه ده انبار بین

تا نگری در زمین هیچ نبینی فلک

یک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین

این سخن در نثار هم به سخن ده سپار

پس تو ز هر جزو خویش نکته و گفتار بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زیبایی عشق، دوستی و جستجوی زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از فرد می‌خواهد که با قلبی باز در جستجوی یار و زیبایی‌های طبیعی باشد، و از از هدر دادن زمان و فراموشی لذت‌های زندگی پرهیز کند. اشاره به محبت و دوستی در بین تجار و پیامبران نیز نشان‌دهنده اهمیت عشق و مهربانی است. همچنین، شاعر به مسائل سختی‌ها و رنج‌ها اشاره کرده و بر این نکته تأکید می‌کند که باید با صبر و تلاش، به زیبایی‌های زندگی نزدیک شد. ایجاد ارتباط عمیق با عشق و توجه به نشانه‌های زیبا و ارزشمند زندگی پیامی است که از این شعر به خواننده منتقل می‌شود.