نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین

بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین

میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش

رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین

زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون

لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین

ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین

هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین

شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا

کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین

فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا

و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین

همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی

که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین

سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار

وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین

چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت

که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین

سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری

و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به عشق و زیبایی‌های الهی و عوالم معنوی اشاره دارد. شاعر از تلخی‌ها و شیرینی‌های زندگی سخن می‌گوید و به تجلیات عشق و معشوق اشاره می‌کند. او به یادآوری می‌کند که عشق می‌تواند جان‌ها را زنده کند و به کنکاش در معانی عمیق‌تر زندگی می‌پردازد. همچنین از لذت‌های معنوی و شگفتی‌های عشق به عنوان روشنی‌بخش زندگی یاد می‌کند و به اهمیت گوش فرا دادن به صدای دل و درک معانی نهفته در زندگی اشاره دارد. این شعر به رساندن پیام عشق و زیبایی و جستجوی شناخت عمیق‌تر از وجود اشاره می‌کند.