نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۷۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو جام عشق را بستان و می‌رو

همان معشوق را می‌دان و می‌رو

شرابی باش بی‌ خاشاکِ صورت

لطیف و صاف همچون جان و می‌رو

یکی دیدار او صد جان به ارزد

بده جان و بخر ارزان و می‌رو

چو دیدی آن چنان سیمین‌بری را

بده سیم و بنه همیان و می‌رو

اگر عالم شود گریان تو را چه؟

نظر کن در مه خندان و می‌رو

اگر گویند زرّاقی و خالی

بگو هستم دوصد چندان و می‌رو

کلوخی بر لب خود مال با خلق

شکر را گیر در دندان و می‌رو

بگو: " آن مه مرا باقی شما را

نه سر خواهیم و نی سامان" و می‌رو

کی است آن مه خداوند شمس تبریز

درآ در ظل آن سلطان و می‌رو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و جاذبه معشوق سخن می‌گوید و به مخاطب توصیه می‌کند که جام عشق را با محبت پر کند و به سمت معشوق برود. او معشوق را به عنوان منبع زندگی و شادی معرفی می‌کند و می‌گوید که یک دیدار با او ارزش جان‌ها را دارد. شاعر از ساده بودن و لطافت عشق می‌گوید و اهمیت ندادن به دنیای مادی و مشکلات را یادآوری می‌کند. در نهایت، او به مقام و عظمت معشوق اشاره دارد و به مخاطب می‌گوید که به دنبال او برود و در سایه او قرار گیرد.