نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در این رقص و در این های و در این هو

میان ماست گردان میر مه رو

اگر چه روی می‌دزدد ز مردم

کجا پنهان شود آن روی نیکو

چو چشمت بست آن جادوی استاد

درآ در آب جو و آب می‌جو

تو گویی کو و کو او نیز سر را

به هر سو می‌کند یعنی که کو کو

ز کوی عشق می‌آید ندایی

رها کن کو و کو دررو در این کو

برو دامان خاقان گیر محکم

چو او باشد چه اندیشی ز باجو

برو پهلوی قصرش خانه‌ای گیر

که تا ایمن شوی از درد پهلو

گریزان درد و دارو در پی تو

زهی لطف و زهی احسان و دارو

سیه کاری و تلخی را رها کن

بر ما زو بیا غلطان چو مازو

از او یابد طرب هم مست و هم می

از او گیرد نمک هم رو و هم خو

از او اندیش و گفتن را رها کن

لطیف اندیش باشد مرد کم گو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جستجوی زیبایی و حقیقت است. شاعر به محبتی عمیق اشاره می‌کند که به وسیله رقص و شادی بیان می‌شود. وجود شخصی به نام "میر مه رو" در این رقص نماد زیبایی و جذابیت است که هرچند از دیدگان پنهان است، اما حضوری محسوس دارد. شاعر به شنونده توصیه می‌کند که از جستجوی بی‌نتیجه دست بردارد و به جای آن به دامان محبت و عشق پناه ببرد تا از درد و رنج رهایی یابد. او به این نکته اشاره می‌کند که دلخوشی و سرور از عشق واقعی به دست می‌آید و باید از تلخی‌ها دوری کرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت اندیشه لطیف و کلام کم‌حجم تاکید می‌کند.