نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای صید رخ تو شیر و آهو

پنهان ز کجا شود چنان رو

چندانک توانیش تو می‌پوش

می‌بند نقاب توی بر تو

در روزن سینه‌ها بتابید

خورشید ز مطلع ترازو

اندر عدم و وجود افکند

صد غلغله عشق که تعالوا

ای قند دو لعل تو خردسوز

وی تیر دو چشم تو جگرجو

سی بیت دگر بخواست گفتن

مستیش کشید گوش از آن سو

سی بیت فروختم به یک بیت

بیتی که گشاده شد در آن کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زیبایی معشوق و عشق اشاره دارد. شاعر از جذابیت و زیبایی چهره محبوب خود می‌گوید و از اینکه عشق او همچون آهو و شیر در دل‌ها جلوه‌گری می‌کند. او به پنهان‌کاری و پوشش معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که با وجود تلاش برای پنهان شدن، زیبایی و نور او همچنان در دل‌ها تابیده و جلوه‌گر است. همچنین، شاعر به شدت تحت تاثیر عشق قرار دارد و احساساتی عمیق و زنده را توصیف می‌کند و در نهایت از قدرت اشعارش صحبت می‌کند که می‌تواند جامعه شعر را تحت تأثیر قرار دهد.