نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۱۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو

که خطا بود از این رو و صواب است از آن رو

ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتش

ز همان روی که مردم کندم زنده همان رو

همه عشاق که مستند ز چه رو دیده ببستند

که بدانند که بی‌چشم توان دید به جان رو

نبود روی از این سو همه پشت است از این سو

که نگنجید در این حد و نه در جان و مکان رو

به یکی لحظه چریدند همه جان‌ها و پریدند

که نباید که ز نقصان شود از چشم نهان رو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به رابطه میان عشق و دیدن می‌پردازد. او می‌گوید که دلایل و اشتباهات انسان‌ها از وجوه مختلفی ناشی می‌شود و عشق، که شوری در دل ایجاد می‌کند، می‌تواند آتش‌زا نیز باشد. همچنین اشاره می‌کند که عشق واقعی تنها با چشم دل، نه با چشم ظاهری، قابل درک است و در دنیای عشق، دیدن و درک معنوی مهم‌تر از دیدن ظاهری است. او به این نکته می‌پردازد که در عشق جنبه‌های عمیق‌تری وجود دارد که فراتر از محدودیت‌های ظاهری و جسمانی است. در نهایت، عشق و آگاهی به یکدیگر مرتبط هستند و نیاز به بینش درونی دارد.