نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای بکرده رخت عشاقان گرو

خون مریز این عاشقان را و مرو

بر سر ره تو ز خون آثار بین

هر طرف تو نعره خونین شنو

گفتم این دل را که چوگانش ببین

گر یکی گویی در آن چوگان بدو

گفت دل کاندر خم چوگان او

کهنه گشتم صد هزاران بار و نو

کی نهان گردد ز چوگان گوی دل

کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو

گربه جان عطسه شیر ازل

شیر لرزد چون کند آن گربه مو

زر کان شمس تبریزی است این

صاف باشد گر بجویی جو به جو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع عشق و دشواری‌های آن پرداخته است. شاعر از رنج و درد عاشقان می‌گوید و به تأثیرات عاطفی عاشقانه اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که دل عاشق مانند چوگان است و بارها دچار تغییر و تحول می‌شود، اما در نهایت این عشق و احساسات عمیق همواره در دل باقی می‌ماند. همچنین، او به ارزش و زیبایی‌های عشق اشاره کرده و تأکید می‌کند که این عشق منشأ روشنی و زیبایی است. کلیدواژه‌های مهم شامل عشق، درد، تغییر، و جستجوی حقیقت هستند.