نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جان ما را هر نفس بستان نو

گوش ما را هر نفس دستان نو

ماهیانیم اندر آن دریا که هست

روز روزش گوهر و مرجان نو

تا فسون هیچ کس را نشنوی

این جهان کهنه را برهان نو

عیش ما نقد است وآنگه نقد نو

ذات ما کان است وآنگه کان نو

این شکر خور این شکر کز ذوق او

می‌دهد اندر دهان دندان نو

جمله جان شو ار کسی پرسد تو را

تو کیی گو هر زمانی جان نو

من زمین را لقمه‌ام لیکن زمین

رویدش زین لقمه صد لقمان نو

زرد گشتی از خزان غمگین مشو

در خزان بین تاب تابستان نو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زندگی و تحولات آن پرداخته است. شاعر از هر نفس به عنوان فرصتی برای دریافت و نو کردن جان و گوش یاد می‌کند و به زیبایی‌های موجود در زندگی اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که مانند ماهیانی در دریا، زندگی پر از گوهرها و زیبایی‌هاست. با اشاره به پدیده‌های طبیعی، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ کس نباید در دام فریب‌ها بیفتد و باید دنیا را با نگاهی نو ببیند. همچنین به لذت‌های زودگذر زندگی می‌پردازد و بر اهمیت تغییر و تجدید حیات تأکید می‌کند. در نهایت به غم و ناامیدی اشاره کرده و از آن می‌خواهد که افراد در شرایط سخت، به یاد تابستان و روزهای روشن باشند.