غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پیش جوش عفو بیحد تو شاه
توبه کردن از گناه آمد گناه
بس که گمره را کنی بس جست و جو
گمرهی گشتهست فاضلتر ز راه
منطقم را کرد ویران وصف تو
راه گفتن بسته شد ماندهست آه
آه دردت را ندارم محرمی
چون علی اه میکنم در قعر چاه
چه بجوشد نی بروید از لبش
نی بنالد راز من گردد تباه
بس کن ای نی ز آنک ما نامحرمیم
زان شکر ما را و نی را عذر خواه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عفو و رحمت بیپایان الهی است. شاعر به این موضوع میپردازد که وقتی انسان از گناه توبه میکند، در واقع این خود گناهان است که او را به جست و جو و بازگشت به رستگاری سوق میدهد. همچنین به احساس تنهایی و درد در دلتنگی از دوری میپردازد و بیخبری از درد دلش را بیان میکند. در نهایت، شاعر به نای نی اشاره میکند که میتواند بر دردش غمخوار باشد، اما به دلیل ناپاکی و نامحرمی، از ابراز احساساتش منصرف میشود.