نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۹۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری

ور صبح و سحر خواهی نک صبح و سحر باری

ای یوسف کنعانی وی جان سلیمانی

گر تاج و کمر خواهی نک تاج و کمر باری

ای حمزه آهنگی وی رستم هر جنگی

گر تیغ و سپر خواهی نک تیغ و سپر باری

ای بلبل پوینده وی طوطی گوینده

گر قند و شکر خواهی نک قند و شکر باری

ای دشمن عقل و هش وی عاشق عاشق کش

گر زیر و زبر خواهی نک زیر و زبر باری

ای جان تماشاجو موسی تجلی جو

گر سمع و بصر خواهی نک سمع و بصر باری

ای دیو پر از کینه وی دشمن دیرینه

گر فتنه و شر خواهی نک فتنه و شر باری

خاموش مگو چندین برخیز سفر بگزین

گر یار سفر خواهی نک یار سفر باری

شمس الحق تبریزی از حسن و دلاویزی

گر خسته جگر خواهی نک خسته جگر باری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصیت‌ها و ویژگی‌های معنوی می‌پردازد و با اشاره به افراد و نمادهای مختلف، به تفکر درباره عمیق‌ترین خواسته‌ها و آرزوهای انسان‌ها دعوت می‌کند. شاعر به شکل کنایه‌آمیز می‌گوید که اگر کسی خواهان چیزهایی چون خورشید و ماه، صبح و شب، یا قدرت و زیبایی است، باید به عمق وجود خود و ارزش‌های حقیقی‌اش نگاهی بیندازد. او همچنین به دوگانگی‌ها و تضادهای درونی انسان‌ها اشاره می‌کند و در انتها به اهمیت سفر روحانی و جستجوی یاری در این راه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر با نام بردن از شمس‌الحق تبریزی بر اهمیت عشق و زیبایی در زندگی تأکید می‌کند.