نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

ما مست و خراباتی و بیخود شده تا کی

ما سوخته حالان و شما سیر و ملولان

آخر بنگویید که این قاعده تا کی

دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشت

مجلس همه شوریده بتا عربده تا کی

دی عقل درافتاد و به کف کرده عصایی

در حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی

چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابی

بشکست در صومعه کاین معبده تا کی

تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداخت

کاین نوبت شادی است غم بیهده تا کی

آن‌ها که خموشند به مستی مزه نوشند

ای در سخن بی‌مزه گرم آمده تا کی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی حال و هوای عده‌ای است که در زندگی خود غرق در مستی و شیدایی هستند و از تکرار این وضعیت نگرانند. شاعر از خود می‌پرسد تا کی باید این حالت ادامه پیدا کند و به سرنوشت خود و دیگران فکر می‌کند. او به تضاد میان شادی و غم، و بین رندانی که به زندگی خوش می‌گذرانند و کسانی که دچار خمودی و کسالت‌اند اشاره می‌کند. در نهایت، او به این نکته می‌رسد که شاید اکنون زمان خوشحالی و رهایی از غمهاست و باید از این لحظات استفاده کرد.