نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گر این سلطان ما را بنده باشی

همه گریند و تو در خنده باشی

وگر غم پر شود اطراف عالم

تو شاد و خرم و فرخنده باشی

وگر چرخ و زمین از هم بدرد

ورای هر دو جانی زنده باشی

به هفتم چرخ نوبت پنج داری

چو خیمه شش جهت برکنده باشی

همه مشتاق دیدار تو باشند

تو صد پرده فروافکنده باشی

چو اندیشه به جاسوسی اسرار

درون سینه‌ها گردنده باشی

دلا بر چشم خوبان چهره بگشا

که اندیشد که تو شرمنده باشی

بدیشان صدقه می‌ده چون هلالند

تو بدری از کجا گیرنده باشی

اگر خالی شوی از خویش چون نی

چو نی پر از شکر آکنده باشی

برو خرقه گرو کن در خرابات

چو سالوسان چرا در ژنده باشی

به عشق شمس تبریزی بده جان

که تا چون عشق او پاینده باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از عشق و بندگی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر محبوب خودش را بنده در نظر بگیرد، همه باید گریه کنند و او بخندد. حتی اگر دنیا پر از غم شود، محبوب باید شاد و خوشحال باشد. شاعر از قدرت و مقام محبوب حرف می‌زند و اینکه در هر شرایطی، عشق او باید پایدار و زنده بماند. او همچنین به اهمیت ابراز عشق و دوری از ریاکاری اشاره می‌کند و در پایان، به اینکه برای عشق شمس تبریزی باید جان خود را فدای او کند تا عشقش دائمی و برقرار باشد، تأکید می‌کند.