نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۵۹ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

کسی کاو را بود در طبع سستی

نخواهد هیچ کس را تندرستی

مده دامن به دستان حسودان

که ایشان می‌کشندت سوی پستی

زیان‌تر خویش را و دیگران را

نباشد چون حسد در جمله هستی

هلا بشکن دل و دام حسودان

وگر نی پشت بخت خود شکستی

از این اخوان چو ببریدی چو یوسف

عزیز مصری و از گرگ رستی

اگر حاسد دو پایت را ببوسد

به باطن می‌زند خنجر دودستی

ندارد مهر مهره او چه گشتی

ندارد دل‌، دل اندر وی چه بستی‌؟

اگر در حصن تقوا راه یابی

ز حاسد وز حسد جاوید رستی

اگر چه شیرگیری، ترک او کن

نه آن شیر است کش گیری به مستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی خطرات حسد و تأثیر منفی آن بر زندگی انسان‌هاست. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که کسانی که طبیعت ضعیفی دارند، نمی‌توانند به تندرستی و موفقیت برسند. او به کسانی که حسود هستند، هشدار می‌دهد که نباید به آنها نزدیک شد، زیرا حسد می‌تواند به سقوط انسان‌ها منجر شود. همچنین تأکید می‌کند که حسد، زیان بیشتری به خود فرد و دیگران می‌زند و برای رهایی از آن، باید به تقوا و دوری از حسودان توجه کرد. در نهایت، شاعر می‌گوید که حتی اگر حسود به ظاهر حمایت کند، به باطن او اعتماد نکرده و باید از او دوری کرد.