نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر خورشید جاویدان نگشتی

درخت و رخت بازرگان نگشتی

دو دست کفشگر گر ساکنستی

همیشه گربه در انبان نگشتی

اگر نه عشوه‌های باد بودی

سر شاخ گل خندان نگشتی

چه گویم گر نبودی آن که دانی

به هر دم این نگشتی آن نگشتی

فلک چتر است و سلطان عقل کلی

نگشتی چتر اگر سلطان نگشتی

اگر آواز سرهنگان نبودی

نگشتی اختر و کیوان نگشتی

کریمی گر ندادی ابر و باران

یکی جرعه به گرد خوان نگشتی

درونت گر نبودی کیمیاگر

به هر دم خون و بلغم جان نگشتی

نهان از عالم ار نی عالمستی

دل تاریک تو میدان نگشتی

نهان دار این سخن را ز آنک زرها

اگر پنهان نبودی کان نگشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های خاص و زیبایی‌های جهان می‌پردازد و بیانگر این است که اگر برخی از عناصر و ویژگی‌های پایداری زندگی وجود نداشتند، بسیاری از زیبایی‌ها و شادی‌ها از بین می‌رفتند. شاعر به اهمیت خورشید، درختان، عشق، عقل و باران اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر این‌ها وجود نمی‌داشتند، زندگی بی‌معنا می‌شد. همچنین بر اهمیت شناخت و درک درونی انسان و تأثیر آن بر جهان بیرونی تأکید می‌کند و از خواننده می‌خواهد که این رازها را در دل نگه دارد. به طور کلی، شعر فلسفی و عمیق است و بر پیچیدگی و زیبایی زندگی تأکید دارد.