غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا هر لحظه منزل آسمانی
تو را هر دم خیالی و گمانی
تو گویی کو طمع کردهست در من
جهانی زین خیال اندر زیانی
بر آن چشم دروغت طمع کردم
که چون دوزخ نمودستت جنانی
بر آن عقل خسیست طمع کردم
که جان دادی برای خاکدانی
چه نور افزاید از برق آفتابی
چه بربندد ز ویرانی جهانی
ز یک قطره چه خواهد خورد بحری
ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی
چه رونق یا چه آرایش فزاید
ز پژمرده گیایی گلستانی
به حق نور چشم دلبر من
که روشنتر از این نبود نشانی
به حق آن دو لعل قندبارش
که شرح آن نگنجد در دهانی
که مقصودم گشاد سینهای بود
نه طمع آنک بگشایم دکانی
غرض تا نانی آن جا پخته گردد
نه آنک درربایم از تو نانی
ز بهمان و فلان تو فارغ آیند
طمع آن نی که گویندم فلانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تبیین رابطهی عشق و طمع میپردازد. او بیان میکند که هر لحظه به یاد محبوب است و در دلش خیالاتی دارد که موجب زحمتش میشود. شاعری نیز به تردید و نوعی نارضایتی از این طمع اشاره میکند و از زیباییها و جذابیتهای محبوبش سخن میگوید. او گاهی به ناامیدی و محدودیتهای عشق اشاره دارد و میخواهد که در عشقش تنها به دنبال حقیقت باشد و نه به دنبال منافع مادی. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هدفش از عشق، عشق و محبت خالص است و نه فریب و سودجویی.