غزل شمارهٔ ۲۷۹۰ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بار دیگر ملتی برساختی برساختی
سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی
بار دیگر در جهان آتش زدی آتش زدی
تا به هفتم آسمان برتاختی برتاختی
پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی
گوی را در لامکان انداختی انداختی
سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان
جانها را یک به یک بشناختی بشناختی
درزدی در طور سینا آتشی نو آتشی
کوه را و سنگ را بگداختی بگداختی
بود در بحر حقایق موجها در موجها
بر سر آن بحر جان میباختی میباختی
صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت
بهر کشتی بادبان افراختی افراختی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان تجلی دوباره عشق و شور و شوق در دل انسانها میپردازد. او از آن میگوید که چگونه بار دیگر آتش عشق در جهان شعلهور شده، به آسمانها پرواز کرده و پردههای آسمان را میشکافد. شاعر به جستجوی جانهای عاشق میرود و هر یک را میشناسد. او به قدرت خداوند و آتش وحی در کوه سینا اشاره میکند و روند تلاطم و آرامش دریاها را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به صبر و ثبات تا رسیدن به آرامش اشاره میکند و از اهمیت نیروی عشق در زندگی میگوید.