نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی

درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید

نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی

گر مرد آسمانی مشتاق آن جهانی

زیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی

چون لشکر حبش شب بر روم حمله آرد

باید که همچو قیصر در کر و فر نخسپی

عیسی روزگاری سیاح باش در شب

در آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی

شب رو که راه‌ها را در شب توان بریدن

گر شهر یار خواهی اندر سفر نخسپی

در سایه خدایی خسپند نیکبختان

زنهار ای برادر جای دگر نخسپی

چون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شد

تو یوسفی هلا تا جز با پدر نخسپی

زیرا برادرانت دارند قصد جانت

هان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی

تبریز شمس دین را جز ره روی نیابد

گر تو ز ره روانی بر ره گذر نخسپی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به پیام‌های عمیق و حکیمانه‌ای درباره زندگی و تلاش اشاره دارد. شاعر به برادر خود می‌گوید که نباید در شب تاریکی و ناامیدی دراز بکشد، بلکه باید همچون شمع و ستاره‌ای درخشان باقی بماند. او به اهمیت تلاش و جستجوی هدف در زندگی تأکید می‌کند و اشاره می‌کند که اگر کسی به دنبال آسمان و دنیای بهتر است، نباید در زمین و مشکلات ماندگار شود. همچنین از تجارب آیینی و تاریخی یاد می‌کند و به پیشرفت و توجه به آینده توصیه می‌کند. در نهایت، او بر احتیاط در روابط و دوستی‌ها تأکید دارد و می‌گوید که تنها با هوشیاری و مراقبت، می‌توان از خطرها در امان ماند.