غزل شمارهٔ ۳۱۹۷ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلن
سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
ارنی وجهک ساعة، نقتدی ایم هو کی
من ردا اکرامکم، نرتدی ایم هو کی
فی سناسیمائکم نهتدی، ایم هو کی
خوش بود از جام تو، بیخودی ایم هو کی
در صبوح از نقل تو، نغتدی ایم هو کی
همچو مه در شهرها، شاهدی ایم هو کی
از همه بیندت، مقتدی ایم هو کی
حاضر و آواره را، مسندی ایم هو کی
کعبهوار آفاق را، مسجدی ایم هو کی
برد عشقت از دلم، زاهدی ایم هو کی
اسکتوا ذاکالخیال، قایدی ایم هو کی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف عشق و زیبایی پرداخته و از معشوق به عنوان منبع الهام و راهنمایی نام میبرد. شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به محبوب، که او را مانند خورشید و ماه توصیف کرده، میپردازد و از شور و شوقی که در دل دارد، سخن میگوید. او همه چیز را به خاطر عشق به معشوق رها میکند و خود را در محضر او پیدا میکند. این شعر به زیبایی تفکرات عاشقانه و روحانی را به تصویر میکشد.