نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یا ساقیةالمدام هاتی

وامحوا بمدامة صفاتی

من عین مدامة رحیق

لا تمزجها من‌الفرات

اشبع طربا و رو عیشا

لا تخش ملامةالوشاة

لا تسکر جاهلا لئیما

واسکر نفرا من الکفاة

قم فاسب بوجنتیک عقلی

قم فاقن بمقلتیک ذاتی

بشری بولوج روح قدس

ینجی نظری من‌الکفاة

لاخوف ولا فنا لذات

لا ینعشه من‌الممات

لا امن و لا امان حتی

اقطع طمعی من‌نجات

تبریز نحقتنی و الا

فاحسب بدنی من‌الموات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ساقی(مروج خوشی) خطاب کرده و از او می‌خواهد که شراب خاصی به او بدهد که ویژگی‌های خاصی دارد و از آب الفرات رقیق نشده باشد. شاعر به زندگی و لذت‌های آن دعوت می‌کند و به دوری از انتقادات دیگران تأکید می‌کند. او از بی‌خبری جاهلان ابراز نگرانی می‌کند و خواهان آگاهی بیشتر است. همچنین، شاعر به پیوند روح‌القدس و نجات از موانع و ترس‌ها اشاره می‌کند و در نهایت از تجربه مرگ و حیات و تاثیر آن بر وجودش سخن می‌گوید و می‌گوید که تبریز او را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است.