نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ببستی چشم یعنی وقت خواب است

نه خوابست آن حریفان را جواب است

تو می‌دانی که ما چندان نپاییم

ولیکن چشم مستت را شتاب است

جفا می‌کن جفاات جمله لطف است

خطا می‌کن خطای تو صواب است

تو چشم آتشین در خواب می‌کن

که ما را چشم و دل باری کباب است

بسی سرها ربوده چشم ساقی

به شمشیری که آن یک قطره آب است

یکی گوید که این از عشق ساقیست

یکی گوید که این فعل شراب است

می و ساقی چه باشد نیست جز حق

خدا داند که این عشق از چه باب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تمثیل خواب و بستن چشم، به حالاتی از عشق و مستی اشاره می‌کند. او توضیح می‌دهد که بستن چشم به معنای رفتن به خواب است، اما در اینجا خواب نیست بلکه پاسخی به عاشقانه‌های عمیق و واقعی است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با وجود آگاهی از گذرا بودن زمان و زندگی، عشق و زیبایی چشمان معشوق او را به شتاب وادار می‌کند. او به نوعی کنایه می‌زند که جفاهای معشوق به نوعی لطف و اشتباهات او درست به حساب می‌آید. همچنین شاعر به عشق و قدرت تأثیر چشمان معشوق و ساقی اشاره می‌کند و می‌گوید که تأثیر این عشق و می چه درستی دارد، و در نهایت تأکید می‌کند که می و ساقی چیزی جز حقیقت و عشق الهی نیست. در پایان، او به شک و سوالاتی که درباره عشق و تأثیر آن وجود دارد، اشاره می‌کند.