نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ایا ساقی توی قاضی حاجات

شرابی ده که آرد در مراعات

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که نشناسم اشارات از عبارات

پدر بر خم خمرم وقف کردست

سبیلم کرد مادر بر خرابات

دو گوشم بست یزدان تا رهیدم

ز حال دی و فردا و خرافات

دگرگون است کوی اهل تمییز

که آن جا رسم طاعاتست و زلات

در این کو کدخدا شاهی است باقی

فرو روبیده این کو را ز آفات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالتی از مستی و بی‌خیالی می‌پردازد. شاعر در پی شراب است تا از مشکلات و دغدغه‌های زندگی رهایی یابد. او به وضوح اعلام می‌کند که مستی او به حدی است که نمی‌تواند کلمات و معانی را به درستی تشخیص دهد. همچنین به تشریفات و قوانین اجتماعی اشاره می‌کند که در برخی مکان‌ها وجود دارد، اما در محل او، زندگی به شکل دیگری برگزار می‌شود. در نهایت، شاعر از دنیای مذهبی و نمای ظاهری آن جدا می‌شود و به دنبال آزادی و لذت از زندگی است.