غزل شمارهٔ ۴۹۸ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
فعل نیکان محرض نیکیست
همچو مطرب که باعث سیکیست
بهر تحریض بندگان یزدان
از بد و نیک شاکر و شاکیست
نکر فرعون و شکر موسی کرد
به بهانه ز حال ما حاکیست
جنس فرعون هر کی در منیست
جنس موسی هر آنک در پاکیست
از پی غم یقین همه شادیست
و از پی شادی تو غمناکیست
خاک باشی گزید احمد از آن
شاه معراج و پیک افلاکیست
خاک باشی بروید از تو نبات
گنج دل یافت آنک او خاکیست
ما همه چون یکیم بیمن و تو
پس خمش باش این سخن با کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأثیر اعمال انسان بر دیگران اشاره دارد و میگوید که رفتار نیکان باعث نیکی و خیر در جامعه میشود، مانند یک نوازنده که بهشنوید و شوق میآورد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که شکرگزاری از نیکیها و شکرطالبی از بدیها به نوعی نشاندهنده حال انسانهاست. فرعون و موسی به عنوان نمادهایی از بدی و خوبی معرفی میشوند و هر کس میتواند به یکی از آن دو تبدیل شود. شاعر یادآوری میکند که شادی و غم در پی یکدیگرند و از یکدیگر نشأت میگیرند. در انتها، او به وحدت میان انسانها اشاره میکند و میگوید که همه ما در حقیقت یک بدنیم و نباید در این موضوع اختلاف داشته باشیم.