نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند

وان مرغ آبی را بگو مستان سلامت می‌کنند

وان میر ساقی را بگو مستان سلامت می‌کنند

وان عمر باقی را بگو مستان سلامت می‌کنند

وان میر غوغا را بگو مستان سلامت می‌کنند

وان شور و سودا را بگو مستان سلامت می‌کنند

ای مه ز رخسارت خجل مستان سلامت می‌کنند

وی راحت و آرام دل مستان سلامت می‌کنند

ای جان جان ای جان جان مستان سلامت می‌کنند

ای تو چنین و صد چنان مستان سلامت می‌کنند

این‌جا یکی با خویش نیست مستان سلامت می‌کنند

یک مست این جا بیش نیست مستان سلامت می‌کنند

ای آرزوی آرزو مستان سلامت می‌کنند

آن پرده را بردار زو مستان سلامت می‌کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به سراغ فضای جشن و بزم مستان می‌رود و از سلامتی و شادی آنها سخن می‌گوید. او به افراد و عناصر مختلفی اشاره می‌کند، از جمله رباب، مرغ آبی، ساقی، و عمر که همگی در این جشن حضور دارند. شعف و شور حاضر در جمع مستان به وضوح احساس می‌شود و شاعر تأکید می‌کند که حتی در غیاب دیگران، یک مست در جمع حضور دارد. در نهایت، او به چهره معشوق و آرامش دل اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که پرده‌ای را کنار بزند تا زیبایی‌ها و شادی‌ها بیشتر نمایان شود. کل اثر بیانگر شادی و عشق در جمع دوستان و مستان است.