نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها

مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمت‌ها

مگر تقویم یزدانی که طالع‌ها در او باشد

مگر دریای غفرانی کز او شویند زلت‌ها

مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند

و یا گنجینه رحمت کز او پوشند خلعت‌ها

عجب تو بیت معموری که طوافانش املاکند

عجب تو رق منشوری کز او نوشند شربت‌ها

و یا آن روح بی‌چونی کز این‌ها جمله بیرونی

که در وی سرنگون آمد تأمل‌ها و فکرت‌ها

ولی برتافت بر چون‌ها مشارق‌های بی‌چونی

بر آثار لطیف تو غلط گشتند الفت‌ها

عجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چه

از او افتاده یعقوبان به دام و جاه ملت‌ها

چو زلف خود رسن سازد ز چه‌هاشان براندازد

کشدشان در بر رحمت رهاندشان ز حیرت‌ها

چو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابد

خمش که بس شکسته شد عبارت‌ها و عبرت‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به شب قدر اشاره دارد و از اهمیت روح و باطن انسان سخن می‌گوید. شاعر به توصیف قدرت‌های معنوی و روحانی اشاره می‌کند که از طریق تقوا و اراده الهی به دست می‌آید. او بر این باور است که انسان می‌تواند به مقاماتی دست یابد که در آنجا ظلمت‌ها برطرف شده و رحمت‌ها نازل می‌شود. شاعر همچنین به لزوم درک عمیق از حقایق هستی اشاره می‌کند و می‌گوید انسان باید در قلب خود به تفکر و تأمل بپردازد تا به صفات الهی و واقعیت‌های پنهان پی ببرد. در نهایت، تنوع تجربیات و عجایب دنیای وجود انسان را به حیرت می‌آورد و برای دستیابی به این حقایق، باید از کلمات و عبارات فراتر رفت.