نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۳ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گوید

به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید

به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تن

میان بندد به خدمت، روز و شب‌ها این سَمَر گوید

همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی

ولیکن عقل استادست، او مشروح‌تر گوید

درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه

ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید

هزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینه

چو آن عنبرفشان قصه‌یْ نسیم آن سحر گوید

که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟

که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟

حدیث عشق، جان گوید؛ حدیث ره‌روان گوید

حدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی ارتباط بین عشق و تحول روحانی را بیان می‌کند. شاعر از زبان طبیعت و موجودات آن مثل طوطی، بلبل، و سرو استفاده می‌کند تا نشان دهد که همه آنها در حال ذکر و شکر هستند. عقل انسانی نیز نسبت به دیگر موجودات، بیان و شرح عمیق‌تری از این تجربیات دارد. شاعر با بیان تصاویری از احساسات عمیق و دردهای درونی، حس عشق و معرفت را به تصویر می‌کشد و معنای عمیق‌تری از زندگی و اتصال به جهان را منتقل می‌کند. در نهایت، این شعر به عشق و حالاتی چون سکر و درد اشاره می‌کند که در ارتباط با جان و دل انسان‌ها بروز می‌کند.