نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟

خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد‌؟

ای باغ‌! تویی خوشتر یا گلشنِ گل در تو‌؟

یا آنک برآرد گُل صد نرگس تر سازد‌؟

ای عقل‌! تو به باشی در دانش و در بینش

یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد‌؟

ای عشق‌! اگر چه تو آشفته و پُرتابی

چیزی‌ست که از آتش بر عشق کمر سازد

بیخود شده‌ی آنم سرگشته و حیرانم

گاهی‌م بسوزد پر گاهی سر و پر سازد

دریای دل از لطفش پُر خسرو و پُر شیرین

وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد

آن جمله گهر‌ها را اندر شکند در عشق

وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد

شمس‌الحق تبریزی چون شمس دل ما را

در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ارزش‌های مختلف اشاره می‌کند و تلاش می‌کند تا ارتباطات بین آن‌ها را بررسی کند. او ابتدا به مقایسه شکر و آنچه که در طبیعت شیرینی می‌آفریند می‌پردازد و سپس به زیبایی قمر و نقش آن در خلق زیبایی اشاره می‌کند. نفس باغ و گل‌ها و تأثیر آن‌ها بر روح و دل را مدنظر قرار می‌دهد. سپس شاعر به عقل و دانش می‌پردازد و برتری علم را در برابر عقل محدود انسانی بیان می‌کند. عشق نیز موضوع دیگر این شعر است که اگرچه ناآرام و پر آشوب است، اما قدرت ایجاد دگرگونی‌های عمیق در وجود انسان را دارد. شاعر در ادامه به دریای دل و دگرگونی‌هایی ناشی از عشق می‌پردازد که به تولید زیبایی‌های تازه و ناب ختم می‌شود. در نهایت، اشاره به "شمس الحق تبریزی" به معنای درخشندگی و نورانی بودن دل انسان است که در نتیجه عشق و معرفت به وجود می‌آید. شاعر از درون تهی و سرگشته خود با عشق و معرفت پر می‌شود و این احساسات به زایش زیبایی‌ها و دانش‌های نو می‌انجامد.