نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بار دگر آن مست به بازار درآمد

وان سرده مخمور به خمار درآمد

سرهای درختان همه پربار چرا شد

کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

یک حمله دیگر همه در رقص درآییم

مستانه و یارانه که آن یار درآمد

یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم

کز بهر نثار آن شه دربار درآمد

یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم

کز مصر چنین قند به خروار درآمد

یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم

زیرا که چنین دولت بیدار درآمد

یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم

کان لولی شب دزد به اقرار درآمد

یک حمله دیگر برسان باده که مستی

در عربده ویران شده دستار درآمد

یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم

کان هدهد پرخون شده منقار درآمد

این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست

از دست مسیحی که به بیمار درآمد

اکنون بزند گردن غم‌های جهان را

کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد

دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد

کان شادی و آن مستی بسیار درآمد

بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لب

بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای شاداب و سرخوشانه‌ای می‌پردازد که بر اثر ظهور یک یار محبوب یا یک حالتی از مستی به وجود آمده است. شاعر از مستی و شادی ناشی از حضور یار سخن می‌گوید و به زیبایی‌های طبیعت و زندگی اشاره می‌کند. او دعوت به رقص و شادی کرده و به تجمعی برای نوشیدن باده و جشن می‌پردازد. همچنین، شاعر از تحولاتی در زندگی و جامعه صحبت می‌کند که به دلیل ورود یار و حالاتی چون بیداری و سرور ایجاد شده است. در نهایت، او به بازگشت خوشحالی و فراموشی غم‌ها اشاره می‌کند.