نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رجب بیرون شد و شعبان درآمد

برون شد جان ز تن جانان درآمد

دم جهل و دم غفلت برون شد

دم عشق و دم غفران درآمد

بروید دل گل و نسرین و ریحان

چو از ابر کرم باران درآمد

دهان جمله غمگینان بخندد

بدین قندی که در دندان درآمد

چو خورشید آدمی زربفت پوشد

چو آن مه روی زرافشان درآمد

بزن دست و بگو ای مطرب عشق

که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

اگر دی رفت باقی باد امروز

وگر عمر بشد عثمان درآمد

همه عمر گذشته بازآید

چو این اقبال جاویدان درآمد

چو در کشتی نوحی مست خفته

چه غم داری اگر طوفان درآمد

منور شد چو گردون خاک تبریز

چو شمس الدین در آن میدان درآمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تحولی در زمان و فضا می‌پردازد. شاعر از تغییراتی صحبت می‌کند که با ورود شعبان و خروج رجب به وجود می‌آید. دل‌ها به عشق و تازگی زندگی جوانه می‌زنند و غم‌ها جایشان را به شادی می‌دهند. با آمدن فصل بهار، آرامش و شکوفایی بر دل‌ها حاکم می‌شود و انسان‌ها به شادی می‌پردازند. اشاره به خورشید و زیبایی‌هایی که با آمدن نور و روشنایی ظاهر می‌شود، نماد تغییر و امید است. همچنین، مشکلات و ناملایمات زندگی به فراموشی سپرده می‌شود و انسان‌ها به استقبال از زندگی می‌شتابند. در انتها نیز اشاره‌ایی به شخصیت شمس‌الدین و تأثیرات او در زندگی می‌شود. شعر در کل تجلی امید، عشق و نوید زندگی است.