نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای عشق که جمله از تو شادند

وز نور تو عاشقان بزادند

تو پادشهی و جمله عشاق

همرنگ تو پادشه نژادند

هر کس که سری و دیده‌ای داشت

دیدند تو را سری نهادند

خورشید توی و ذره از توست

وان نور به نور بازدادند

چون بوی عنایت تو باشد

زالان همه رستم جهادند

چون از بر تو مدد نباشد

گر حمزه و رستمند بادند

ای دل برجه که ماه رویان

از پرده غیب رو گشادند

مستند و طریق خانه دانند

زیرا که نه مست از فسادند

تا عشق زید زیند ایشان

تا یاد بود همه به یادند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره زیبایی و عظمت عشق صحبت می‌کند. عشق را منبع شادی و نور برای عاشقان می‌داند و می‌گوید که عشق پادشاهی است که همه عاشقان به رنگ او درآمده‌اند. کسانی که چشمی برای دیدن دارند، نور عشق را می‌بینند و هر کس که از این نور بهره‌مند است، از شخصیت‌های بزرگ مانند رستم و حمزه نیز قوی‌تر است. عشق توانایی و قدرتی ویژه به عاشقان می‌بخشد و آنها را در مسیر درست هدایت می‌کند. در نهایت، عشق باعث می‌شود که یاد و خاطر عاشقان همیشه در یادها باقی بماند.