نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما مست شدیم و دل جدا شد

از ما بگریخت تا کجا شد

چون دید که بند عقل بگسست

در حال دلم گریزپا شد

او جای دگر نرفته باشد

او جانب خلوت خدا شد

در خانه مجو که او هوایی‌ست

او مرغ هواست و در هوا شد

او باز سپید پادشاه است

پرید‌، به سوی پادشا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر بیان می‌کند که در حال مستی و خلأ، دلش از او جدا شده و به دنبال جای دیگری می‌گردد. وقتی عقلش را از دست می‌دهد، دلش به سرعت فاصله می‌گیرد. دل او به جایی دیگر رفته و به خلوت خداوند رسیده است. این دل همچون پرنده‌ای آزاد و هوایی است که نمی‌توان آن را در خانه محدود کرد. با این توصیف، دل شاعر به سوی پادشاهی بزرگ و سفید پرواز کرده است.