غزل شمارهٔ ۷۲۷ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
از دلبر ما نشان کی دارد
در خانه مهی نهان کی دارد
بی دیده جمال او کی بیند
بیرون ز جهان جهان کی دارد
آن تیر که جان شکار آنست
بنمای که آن کمان کی دارد
در هر طرفی یکی نگاریست
صوفی تو نگر که آن کی دارد
این صورت خلق جمله نقش اند
هم جان داند که جان کی دارد
این جمله گدا و خوشه چین اند
آن دست گهرفشان کی دارد
قلاب شدند جمله عالم
آخر خبری ز کان کی دارد
شادست زمان به شمس تبریز
آخر بنگر زمان کی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ جستجوی نشانههای عشق و زیبایی است. شاعر از معشوقهاش میپرسد که او چه نشانهای دارد و درک جمال او را تسلیم میکند. او به وجود زیباییهای جهان اشاره کرده و از وجود زیباییهای متفاوت در اطراف صحبت میکند. در نهایت، شاعر به شمس تبریز اشاره میکند و از شادابی زمان و برکات وجود او سخن میگوید. این اشعار نشاندهندهٔ جستجوی عارفانه و عشق به حقیقت و زیبایی در زندگی است.