غزل شمارهٔ ۷۵۲ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند
هم دلم قلاب و هم دل سکه شه میزند
هم دلم افغان کنان گوید که راه من زدند
هم دل من راه عیاران ابله میزند
هم دل من همچو شحنه طالب دزدان شده
هم دل من همچو دزدان نیم شب ره میزند
گه چو حکم حق دل من قصد سرها میکند
گه چو مرغ سربریده الله الله میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به مضامین مختلفی از ناامنی و بلاتکلیفی در دل خود اشاره میکند. او از دوگانگی عواطف و افکارش صحبت میکند که گاهی او را به سوی مسیرهای درست و گاهی به سمت گمراهی میکشاند. دلش مانند دزدان در شب به راه میزند و در عین حال، گاهی احساس میکند که در جستجوی حقیقت و عدالت است. او همچنین تصویری از دلهره و اضطراب نیز ارائه میدهد که در آن، دلش به فراخوانی برای کمک و نجات میپردازد. به طور کلی، این اشعار به تردید و تضادهای درونی انسان اشاره دارند.