نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد

همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد

زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است

شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد

دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر

طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد

پشه باشد که به هر باد مخالف برود

دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد

هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند

صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد

و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت

سوی ملک ابد و تاج و کمر بگریزد

چون قضا گفت فلانی به سفر خواهد مرد

آن کس از بیم اجل سوی سفر بگریزد

بس کن و صید مکن آنک نیرزد به شکار

که خیال شب و شب هم ز سحر بگریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم فرار از مشکلات و تنش‌های زندگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید هر کسی که از جمع ما دور شود، مانند کسی است که از بینایی و شنوایی خود می‌گریزد. عاشق واقعی نباید از احساساتش فرار کند، زیرا عشق و دلیری در آن نهفته است. روح انسان مانند طوطی است که باید به شیرینی‌ها و زیبایی‌ها توجه کند و نباید از آن دوری کند. همچنین، هر کسی که از سرنوشت خود می‌گریزد، در واقع از حقیقت زندگی فرار کرده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که درخت زندگی گاهی سخت است و فرار از آن به هیچ‌وجه نتیجه مثبتی نخواهد داشت. در نهایت، او هشدار می‌دهد که باید با واقعیت‌های زندگی روبه‌رو شویم و از حوادث غیرقابل پیش‌بینی فرار نکنیم.