غزل شمارهٔ ۸۱۲ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خنبهای لایزالی جوش باد
باده نوشان ازل را نوش باد
تیزچشمان صفا را تا ابد
حلقههای عشق تو در گوش باد
دوش گفتم ساقیش را هوش دار
ساقیش گفتا مرا بیهوش باد
ای خدا از ساقیان بزم غیب
در دو عالم بانگ نوشانوش باد
عقل کل کو راز پوشاند همی
مست باد و راز بیروپوش باد
هر سحر همچون سحرگه بیحجاب
آفتاب حسن در آغوش باد
شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست
صد هزاران آفرین بر روش باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لذت از عشق و عشقورزی اشاره دارد. شاعر درباره نوشیدن باده و حال خوشی که از آن به دست میآید، صحبت میکند و به نقش عشق در زندگی اشاره میکند. او از ساقی (میزبان) میخواهد که مراقب باشد و به تذکر میدهد که باید از رازهای عشق لذت برد. همچنین به زیبایی و نور آفتاب حسن اشاره شده که نمادی از عشق و زیبایی است. در نهایت، شاعر به شمس تبریز میپردازد و از او ستایش میکند.