غزل شمارهٔ ۸۲۵ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
برنشین ای عزم و منشین ای امید
کز رسولانش پیاپی شد نوید
دود و بویی میرسد از عرش غیب
ای نهانان سوی بوی آن پرید
هر چه غفلت کور و پنهان میکند
دود بویش میکند آن را سپید
ما ز گردون سوی مادون آمدیم
باز ما را سوی گردون برکشید
همچو مریم سوی خرمابن رویم
زانک خرمایی ندارد شاخ بید
بس کن و از حرف در معنی گریز
چند معنی را ز حرفی میمزید
این مزیدن طفل بیدندان کند
گر شما مردید نان را خود گزید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیانگر دعوت به امید و عزم است. شاعر از شنیدن نوید رسالتها خبر میدهد و به بوی خوشی اشاره میکند که از عالم غیب به مشام میرسد. او تأکید میکند که هر چه غفلت و پنهانی در زندگی ما وجود دارد، با بوی آن نورانی و سپید میشود. انسانها از عالم بالا به زمین آمدهاند و حالا باید دوباره به سمت آسمان برگردند. شاعر مطرح میکند که باید از الفاظ و حرفها فراتر برویم و به معنی عمیقتر آنها بپردازیم. مانند طفل بیدندان که ناتوان از خوردن نان است، اگر انسان از معنا غافل بماند، به چیزهای واقعی دست نخواهد یافت.