نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴۶ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند

هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند

هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه

از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند

وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد

مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان وضعیت انسانی می‌پردازد که از رنج‌های خود بی‌خبر است و نمی‌تواند لذت‌های زندگی را درک کند. بی توجهی به درد و رنج، باعث می‌شود که انسان حقیقت زیبایی‌ها را نبیند. همچنین اشاره‌ای به کم‌خبری و نادانی افراد در باره‌ی هنر و صنایع نیز وجود دارد. در نهایت به حالت مستی اشاره می‌شود، که نشان‌دهنده‌ی غرق شدن در لذت‌ها بدون آگاهی از حالات درونی و واقعی خود است.