نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

شاد آمدی ای مه‌رو ای شادیِ جان شاد آ

تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا

ای صورتِ هر شادی اندر دل ما یادی

ای صورتِ عشقِ کل اندر دل ما یاد آ

بیرون پَر از این طفلی ما را بِرهان ای جان

از منّت هر دادو وز غصّه هر دادا

ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ما

ای دف تو بنال از دل وی نای به فریاد آ

ای دل تو که زیبایی شیرین شو از آن خسرو

ور خسروِ شیرینی در عشق چو فرهاد آ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف شادی و زیبایی می‌پردازد و از یک محبوب با ویژگی‌های دل‌انگیز سخن می‌گوید. شاعر از محبوبش می‌خواهد که احساس خوشی و عشق را در دل‌ها بیدار کند و آن‌ها را از غم‌ها و مشکلات رهانیده و به شادی دعوت کند. همچنین، اشاره به عشق و زیبایی دارد که در دل عاشق وجود دارد و این عشق را با داستان‌های عاشقانه‌ای همچون عشق فرهاد و شیرین مقایسه می‌کند. به‌طور کلی، شعر دعوتی است به تجر به خوشی و جمال عشق.