نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید

صورت بستان نهان بوی گلستان بدید

باد صبا می‌وزد از سر زلف نگار

فعل صبا ظاهرست لیک صبا را که دید

این دم عیسی به لطف عمر ابد می‌دهد

عمر ابد تازه کرد در دم عمر قدید

مژده دولت رسید در حق هر عاشقی

آتش دل می‌فروخت دیگ هوس می‌پزید

نور الست آشکار بر همه عشاق زد

کز سر پستان عشق نور الستش مزید

ان طبیب الرضا بشر اهل الهوی

کل زمان لکم خلعه روح جدید

بشرهم نظره یتبعهم نضره

من رشاء سید لیس له من ندید

لطف خداوند جان مفخر تبریزیان

شمس حق و دین شده بر همه بختی مزید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر نشان‌دهنده عشق و زیبایی است. بلبلان در باغ سرود می‌زنند و بوی گلستان از طرف باغ به مشام می‌رسد. باد صبا از زلف محبوب می‌وزد و در حالی که صبا در حال حرکت است، کسی آن را نمی‌بیند. در این لحظه نعمت‌های جاودانه به عاشقان داده می‌شود و دل‌های آتشین در دیگی از هوس می‌جوشند. نور عشق و حقیقت بر تمام عاشقان می‌تابد و پزشک محبت، روح جدیدی به آنان می‌دهد. همچنین، لطف الهی باعث می‌شود که همه نعمت‌ها و خوشبختی‌ها به مذبورترین افراد برسد. در نهایت، شمس تبریزی به عنوان مظهر دین و حقیقت، بر همه شانس و اقبال می‌افزاید.